تبليغاتX
مهندسي عمران دانشگاه آذربايجان

مهندسي عمران دانشگاه آذربايجان

دانلود مهندسی عمران دانلود جزوات, کتب ,مقالات, پروژه ها و نرم افزار های تخصصی عمران

آهنگ آه باران اثر استاد شجریان

لینک مستقیم

دانلود با کیفیت 128 کیلو بایت

دانلود با کیفیت 192 کیلو بایت

از آلبوم جدید استاد به نام آه باران

به‌یاد بزرگان:
حسین یاحقی، مرتضی محجوبی، رهی معیری و بنان

تکنوازان:
فرهنگ شریف . تار     فخری ملک‌پور . پیانو     همایون شجریان . تنبک

موسیقی میانه و تنظیم:
مزدا انصاری

نوازندگان ارکستر:
ویلن: ارسلان کارمکار، علی رحیمیان، علی جعفری پویان، سینا جهان‌آبادی
ویولا: میثم مروستی، سهراب برهمندی . ویلنسل: کریم قربانی
فلوت: ناصر رحیمی . کلارینت: ایمان جعفری پویان
تار: علی رزمی . تنبک: همایون شجریان

اشعار:
حافظ، عطار، رهی معیری و فریدون مشیری 

 

 

                                                                           

دانلود يكجا 192

MP3 192

 

  01 Moghadame Dashti.mp3 4.6 MB Apr-11-09
  02 Sazo Avaz.mp3 17.3 MB Apr-11-09
  03 Navay-E-Ney.mp3 12.3 MB Apr-11-09
  04 Mezrabe Eshgh.mp3 6.4 MB Apr-11-09
  05 Didi Ey Mah.mp3 10.1 MB Apr-11-09
  06 Sazo Avaz.mp3 15.6 MB Apr-11-09
  07 Ahe Baran.mp3 11.4 MB Apr-11-09

 

OGG

 

 01 Moghadame Dashti.ogg 1.2 MB Apr-11-09
 02 Sazo Avaz.ogg 3.6 MB Apr-11-09
 03 Navay-E-Ney.ogg 2.6 MB Apr-11-09
 04 Mezrabe Eshgh.ogg 1.6 MB Apr-11-09
 05 Didi Ey Mah.ogg 2.2 MB Apr-11-09
 06 Sazo Avaz.ogg 3.3 MB Apr-11-09
 07 Ahe Baran.ogg 2.4 MB Apr-11-09
   

آه باران

ریشه در اعماق اقیانوس دارد شاید
این گیسو پریشان كرده بید وحشی باران
یا نه دریایی‌ست گویی واژگونه بر فراز شهر،
شهر سوگواران
هر زمانی كه فرو می‌بارد از حد بیش
ریشه در من می‌دواند پرسشی پیگیر با تشویش
رنگ این شب‌های وحشت را، تواند شست آیا از دل یاران
چشم‌ها و چشمه‌ها خشكند، روشنی‌ها محو
در تاریكی دلتنگ، همچنان‌كه نام‌ها در ننگ
هر چه پیرامون ما غرق تباهی شد
آه باران ای امید جان بیداران
بر پلیدی‌ها كه ما عمری‌ست در گرداب آن غرقیم
آیا چیره خواهی شد؟

فریدون مشیری


 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 12:14  توسط   | 

 
 

هفت سالمون که بود همین موقع ها-البته یه کمی زودتر- رسیدیم به حرف «ی» ...حرفی که شاید خاتمه ی یک سال بود ولی با کمک حروف دیگه آغازگر یه راه تازه تو زندگی تک تکمون بود ؛

اون روز کتاب فارسی سال اول رو بستیم،مثلاَ یواش یواش بزرگ شدیم،هممون فاصله گرفتیم از اون روزا،از بچگی مون،از کلاس اول...از آب،بابا،نان،سیب،انار،از اون مردی که در باران آمد،از سبد مادر،از نانوا و صدها «از» دیگه...

ولی ای کاش هیچ وقت از بچگی مون فاصله نمی گرفتیم...از پاکی،سادگی و صداقتش...از اینکه کینه ای به دل نداشته باشیم...از اینکه واسه دوست داشتن دنبال دلیل نباشیم...

حیف...چه روزای خوبی داشتیم!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 20:23  توسط   |