تبليغاتX
مهندسي عمران دانشگاه آذربايجان

مهندسي عمران دانشگاه آذربايجان

دانلود مهندسی عمران دانلود جزوات, کتب ,مقالات, پروژه ها و نرم افزار های تخصصی عمران

اعفو أنا= Dr.pichak ! baghishla=pardon=ozur dilarim=excuse me

بخاطر اینکه رتبه ات رو حدس نزدم ! خوب دیر اومدن این عواقبم داره

 راستی رتبه ات 6000 ریال دیگه، ها؟ با خوبه دیگه نا شکری نکن

دکتر که شعر بگه آخرش میشه شهریار؛ ببینیم تو چیکار می کنی

من آدرستم نمی دونم شعرات بخونم آخه اون قدیم قدیما زیاد سر نمی زدم.

 خلاصه شیرنی ما یادت نره.

 

 

میگم رها !(سلام ، زیادم بی انصاف نیستیم) تو این سال اصلاح الگوی مصرف زیاد عشق و حال نکنی،

ادبیات جالبی داری به ما هم یاد بده

 

 

باشه ناهید خانوم تا دلت بخواد من آهنگ اصیل مقام دارم میذارم برا دانلود

مسابقه مقام خوانی جمهوری آذربایجان هم که علم الدین (نو نهال تبریزی) اول شد و دارم اگه بخوای اونم برا دانلود میذارم

 

 

 

آقا مجتبی ارادت وار(خلللللللللللللللللله) 

 

 

مهین خانوم اصلا از حرفات سر در نیاوردم!!!

 

 

واما از اونجایی که من همتون خوب میشناسم !!! میدونم از این طرز جواب من ناراحت نمی شین ، مگه نه؟!

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 15:0  توسط   | 

اثر جدید استاد شجریان را از اینجا دانلود کنید

تفنگت را زمین بگذار
که من بیزارم از دیدار این خونبارِ ناهنجار
تفنگِ دست تو یعنی زبان آتش و آهن
من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان کن
ندارم جز زبانِ دل -دلی لبریزِ مهر تو-
تو ای با دوستی دشمن.

زبان آتش و آهن
زبان خشم و خونریزی ست
زبان قهر چنگیزی ست
بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن، شاید
فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید.

 

برادر! گر که می خوانی مرا، بنشین برادروار
تفنگت را زمین بگذار
تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو
این دیو انسان کش برون آید.

 

تو از آیین انسانی چه می دانی؟
اگر جان را خدا داده ست
چرا باید تو بستانی؟
چرا باید که با یک لحظه غفلت، این برادر را
به خاک و خون بغلطانی؟

گرفتم در همه احوال حق گویی و حق جویی
و حق با توست
ولی حق را -برادر جان-
به زور این زبان نافهم آتشبار
نباید جست…

اگر این بار شد وجدان خواب آلوده ات بیدار
تفنگت را زمین بگذار…

( شعر از فریدون مشیری)

سیدمحسن

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 15:12  توسط   | 

... و خدا را سپاس میگویم

بخاطر هر آنچه که ازش خواستم و بهم نداد

همه چیزهایی که در آستانه رسیدن ازم گرفت

همه چیزهایی که خواهم خواست و نخواهد داد

وهزاران سپاس بخاطر همه نداشتن ها،همه درد ها و ناکامی ها

...

چه افتخار غرور آمیزی ست دردمندانه شکستن وبر درد خندیدن!

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 23:56  توسط   | 

 (ربنا تقبل منا انک انت السمیع و العلیم)

خدایا ماراببخش

 که غرقه ی دریای گناهیم

 و چه گناه بزرگتر از این که خود را بی گناه میشمریم.

ای خدا :

ما را در مقابل دنیا به سلاح نخواستن تجهیز کن

ای خدا :

دل ازرده ایم از این همه حرف ،ما را به زبان سکوت اشنا کن.

و ای خدای رمضان:

میهمانی تو دعوت به نخوردن و نخواستن است ،

دعوت به پرهیز و ستیز است.

همچنانکه دوست داشتنت،

دعوت به پذیرش بلا و ابتلا.

به ما تفهیم کن که تو جهان را چگونه نگاه میکنی.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 15:52  توسط   |