درياچه اروميه يكي از مهمترين زيستبومهاي جهان بهشمار ميرود از اينرو همواره در كتابها و مقالات اين درياچه با عبارتهاي مختلفي توصيف شده كه از آن جمله عبارتند از:
«دومين درياچه شور جهان»، «بزرگترين زيستگاه طبيعي آرتميا»، «بيستمين درياچه بزرگ جهان»، «شورترين درياچه جهان كه حيات در آن جريان دارد» و«بزرگترين درياچه داخلي ايران» ولي امروزه در كنار اين عناوين، يك رويكرد جديد ديگر نيز ديده ميشود كه خبر از بحران زيست محيطي دارد كه اين زيستبوم با ارزش با آن دست به گريبان شده است.
چند سال قبل در رسانه ملي رسما اعلام شد كه درياچه اروميه 15 سال ديگر خشك خواهد شد! آن روز مشخص نشد كه اين خبر براساس چه مطالعاتي و طبق كدامين دلايل و محاسبات علمي مطرح شد؛ ولي هرچه بود حداقل توانست بخشهايي از صفحات نشريات و سايت خبرگزاريهاي رسمي را تا به امروز بهخود اختصاص دهد و حتي بحث داغ محافل خانوادگي نيز شود.
اگر مروري كوتاه بر عناوين خبري و مقالات چند سال اخير داشته باشيم مطالب جالبي درخصوص درياچه اروميه خواهيم يافت كه بهواقع جاي تامل دارد!
مورخه 28/6/84 (خبرگزاري...): درياچه اروميه تا 50سال ديگر نمكزار ميشود.26 ماه بعد؛ مورخه 26/8/86 (روزنامه...): 8 سال ديگر درياچه اروميه خشك ميشود.
تنها بعد از گذشت 2 روز؛ مورخه 28/8/86 (روزنامه...): درياچه اروميه با روند كنوني تا 20 سال ديگر خشك و به شوره زار تبديل ميشود.
32 روز بعد؛ مورخه 1/10/86 (روزنامه...): درياچه اروميه تا 5 سال ديگر خشك و از بين خواهد رفت.
اگر تمامي اين ادعاها را به سال 1387 معادلسازي كنيم بايد نتيجه گيري كرد كه: درياچه اروميه تا 47 سال ديگر نمكزار ميشود. 7 سال ديگر درياچه اروميه خشك ميشود.
درياچه اروميه با روند كنوني تا 19 سال ديگر خشك و به شوره زار تبديل ميشود.درياچه اروميه تا 4 سال ديگر خشك و از بين خواهد رفت.
آيا بين آمار 4 سال، 19 سال و 47 سال كه بهعنوان واپسين سالهاي حيات درياچه اروميه مطرح شده است، هماهنگي وجود دارد؟ طي 15 سال گذشته درياچه اروميه 20 الي 25درصد از مساحت خود را از دست داده است، در اين صورت آيا ميتوان باور كرد كه در 4 سال آينده، باقيمانده درياچه نيز خشك شود؟
البته شايد اين اتفاق نيز بيفتد ولي نه بهدليل روند خشكسالي كنوني، بلكه به سبب يك پديده مخرب زيست محيطي دور از انتظار و نادر! همانند ال نينو كه توانست در كوتاه مدت تاثيرات باور نكردني از خود بهجاي بگذارد.
همان طور كه اشاره شد طي سالهاي گذشته بخشهايي از درياچه خشك شده است، حال اگر كم آبي در منطقه به همان شيوه گذشته ادامه يابد آيا درياچه اروميه در سالهاي آينده به سرعت سالهاي قبل روند خشك شدن را طي خواهد كرد؟ در طول اين مدت يعني از سال 74-73 شوري آب درياچه اروميه از 166 گرم در ليتر به حدود 280 گرم در ليتر افزايش يافته است و گاهي در فصل تابستان به حد اشباع نيز ميرسد (بيش از 300 گرم در ليتر).
طبق يك قانون ساده شيمي شدت تبخير با ميزان مواد محلول در آب رابطه عكس دارد، يعني با افزايش شوري و رسيدن به حد اشباع سرعت تبخير كاهش مييابد.
از طرف ديگر در اين مدت مساحت درياچه اروميه يك پنجم تا يك چهارم كاهش يافته است.
براساس قوانين اكولوژيكي شدت تبخير با مساحت، زيستبومهاي آبي رابطه مستقيم دارد يعني با كاهش مساحت، شدت تبخير نيز كاهش خواهد يافت زيرا سطح تماس آب با هواي مجاور كم ميشود.
بنا به دلايل ذكر شده حتي اگر روند خشكسالي بهصورت سالهاي قبل ادامه يابد، انتظار ميرود سرعت تبخير درياچه كمتر از گذشته باشد.
طي سالهاي اخير آمارهايي بهصورت ماهانه و سالانه درخصوص تغييرات ارتفاع درياچه اروميه منتشر شده است.
اين آمارها تنها ميتواند يك معيار كيفي از وضعيت درياچه اروميه باشد ولي اكثرا مشاهده ميشود كه به استناد اين آمار تحليلهايي درخصوص تغييرات حجم آب درياچه، ميزان تبخير و حتي مدت زمان باقي مانده از عمر درياچه اروميه ارائه ميشود.
تغييرات ارتفاع در هر زيستبوم آبي به شيب بستر و توپوگرافي آن زيستبوم بستگي دارد بنابراين هيچ الزامي وجود ندارد كه تغييرات ارتفاع هميشه رابطه مستقيم با ميزان كمي تبخير و تغييرات حجم آب داشته باشد بلكه رابطه آن يك رابطه كيفي است؛ براي مثال اگر در يك درياچه ارتفاع دو برابر سال قبل كاهش يافته باشد نميتوان نتيجه گرفت كه سرعت تبخير و حجم آب تبخير شده نيز دو برابر سال قبل بوده است! هرچه شيب بستر كم، كاهش ارتفاع، بيشتر و برعكس اگر شيب بستر بيشتر باشد كاهش ارتفاع كم خواهد بود.
به همين ترتيب ميزان عقب نشيني و پيشروي آب نيز از الگوي شيب بستر پيروي ميكند؛ براي مثال در درياچه اروميه شيب بستر در ناحيه جنوبي بهمراتب كمتر از ناحيه شمالي است در نتيجه عقب نشيني در بخش جنوبي در برخي مناطق حتي به بيش از يك كيلومتر نيز ميرسد ولي در بخش شمالي عقب نشيني آب بهصورت محسوس كمتر از بخش جنوبي است لذا مقدار عقب نشيني و يا پيشروي آب نيز نميتواند معياري براي تحليلهاي كمي باشد.
تنها زماني ميتوان از تغييرات ارتفاع، تحليلهاي كمي درخصوص تبخير و تغييرات حجم آب بهدست آورد كه توپوگرافي دقيقي از درياچه در اختيار باشد كه در مورد درياچه اروميه چنين اطلاعاتي در دست نيست، مگر اطلاعات اوليه در مورد عمق سنجي برخي مناطق.
اگر چنين اطلاعاتي در مورد توپوگرافي درياچه نيز در دست باشد تا كنون بهصورت رسمي در تحليلهاي اكولوژيكي سالهاي اخير از آن استفاده نشده است!
به نظر ميرسد آمار ارائه شده درباره سالهاي باقيمانده از عمر درياچه اروميه بر پايه برخي تحليلهاي غيرعلمي از اطلاعات مربوط به تغييرات ارتفاع و پسروي آب درياچه بوده است.
البته در اين بين نبايد اظهار نظرهاي شخصي را فراموش كرد، براي نمونه در مقالهاي كه در تاريخ 1/10/86 در يكي از روزنامهها بهچاپ رسيد، آمده بود ميزان نمك درياچه اروميه كه روزي 80گرم در ليتر بود اكنون به بيش از 400گرم در ليتر رسيده است.
از سال آبي 45-44 سازمان آب استان آذربايجان غربي اقدام به ثبت تغييرات سطح آب درياچه اروميه كرده است، بر پايه همين اطلاعات دوره پر آبي درياچه براساس ميانگين ارتفاع سطح درياچه اروميه متعلق به سال آبي 74-73 است.
از طرفي گزارشات مربوط به شوري آب درياچه كه توسط دانشگاه گنت بلژيك منتشر شده حاكي از آن است كه در سال 1995 (74-73) ميانگين شوري سالانه درياچه اروميه 166 گرم در ليتر بوده است و تنها در يك ايستگاه (جنوب شرق درياچه) و آنهم تنها در دي ماه 73 شوري به پايينترين حد خود يعني 128 گرم در ليتر رسيده است.
حال آن روزگاري كه شوري آب درياچه به 80 گرم در ليتر ميرسيده چه زماني بوده است؟ از طرفي بالاترين ميزان شوري درياچه كه تا كنون از طرف محققين و كارشناسان بهصورت رسمي گزارش شده است 330-320 گرم در ليتر است.
در واقع بعد از شوري 280 گرم در ليتر به تدريج نمك درياچه شروع به ته نشين شدن ميكند و در شوري 330-320 گرم در ليتر به حد اشباع ميرسد. با اين اوصاف شوري بيش از 400 گرم در ليتر توسط چه كسي و از چه منطقهاي گزارش شده است؟!
واقعيت انكار شده
صرفنظر از تمامي موارد ذكر شده، مروري بر وضعيت درياچه اروميه در 14 سال قبل خالي از لطف نخواهد بود.
امروزه اگر بخواهيم وضعيت درياچه اروميه را به تصوير بكشانيم همواره از آمار و ارقام مربوط به سالهاي 74-73 استفاده ميشود.
ولي مشخص نيست چرا همگي بحراني را كه آن سالها درياچه اروميه بدان گرفتار بوده انكار ميكنيم؟
آن سالها، در اثر بارندگيهاي شديد آب درياچه بهقدري پيشروي داشته كه زمينهاي كشاورزي بهخصوص در ناحيه رشكان و بسياري از پلاژها و مناطق تفريحي در منطقه گلمانخانه زير آب رفته بودند.
سنگچينهاي امتداد ساحل درياچه اروميه علي الخصوص در منطقه گلمانخانه گواهي بر اين وضعيت انكار شده است.
براساس آمار 40ساله سازمان آب آذربايجان غربي وضعيت نرمال و طبيعي درياچه اروميه را بايد در سالهاي 66-58 جستوجو كرد.
در سالهاي قبل از اين تاريخ درياچه بار ديگر با بحران كم آبي شديد دست به گريبان بوده است بهطوريكه گزارشات رسمي نشان ميدهد كه در مرداد سال 46 شوري درياچه در منطقه جنوبي آن 280 گرم در ليتر بوده است (كتاب چشمههاي آذربايجان، دكتر جنيدي) و در سالهاي 70 لغايت 76-75 درياچه با بحران پر آبي مواجه شده و از سالهاي 76-75 روند خشكسالي درياچه بار ديگر تكرار شده است.
اگر به آمار شوري درياچه اروميه در سال 66 كه توسط محققين دانشگاه تبريز گزارش شده نظري اندازيم متوسط شوري در فصل بهار و پاييز چيزي در حدود 230 گرم در ليتر بوده است در حاليكه طبق گزارش دانشگاه گنت بلژيك شوري در سال 74-73 (بحران پر آبي درياچه اروميه) به 166گرم در ليتر كاهش يافته بوده است.
بنابراين اگر بخواهيم مقايسهاي اصولي از وضعيت درياچه اروميه داشته باشيم بايد از اطلاعات دهه 60 استفاده كنيم كه در اين زمان زيستبوم درياچه اروميه نسبت به كليه عوامل اكولوژيكي خود در حالت تعادل بوده است.
دریاچه ارومیه درافق دور
با وجود تمامي دلايل و مطالب ذكر شده نميتوان وضعيت اسفناك درياچه اروميه را منكر شد؛ اما نبايد فراموش كرد كه تاريخ مصرف برخي از اين پيشگوييهاي غيرعلمي در حال اتمام است.
بيترديد يكي از دلايلي كه ديگر مردم به مسايل زيست محيطي توجه ندارند همين بزرگنماييهاي غيرعلمي و شايعه پراكنيهايي است كه باعث شده واقعيتهاي دردناك طبيعت رو به افول در پشت اين شايعات و اظهار نظرهاي غيرمسئولانه مخفي شوند.
آیا درياچه اروميه تا چند سال ديگر خشك خواهد شد؟! و آيا اصلا خشك ميشود يا نه؟
اظهار نظر درخصوص اين موضوع نه در صلاحيت يك فرد بلكه وظيفه يك تيم تحقيقاتي مجرب و متخصص است كه با در نظر گرفتن كليه جوانب و با تكيه بر بررسيها و محاسبات علمي به اين پرسش پاسخ دهد.
ولي بايد قبول كرد كه درياچه اروميه با ادامه شرايط فعلي ميرود تا در آينده نه چندان دور عنوان بحرالميت دوم را بهخود اختصاص دهد زيرا ذخاير آرتميا و جلبكهاي درياچه اروميه به شدت كاهش يافته و از طرفي حيات پرندگان بومي و مهاجر اين درياچه نيز به مخاطره افتاده است. و اين واقعيت درياچه اروميه است!!
آيا درياچه اروميه به سرنوشت درياچه آرال دچار خواهد شد؟! و آيا وضعيت درياچه آرال را ميتوان به درياچه اروميه تعميم داد؟
منبع: همشهری
|
فارس: عضو هيئت موسس انجمن نجات درياچه اروميه گفت: تبعات منفي خشك شدن درياچه اروميه تا شعاع 100 كيلومتري غيرقابل كنترل خواهد بود. به گزارش خبرگزاري فارس از تبريز، علي قنبري در حاشيه نخستين نشست رسمي با هيئت موسس انجمن نجات درياچه اروميه در گفتگو با خبرنگاران با اشاره به ظرفيتها و توان اعضاي انجمن افزود: گسترش اراضي كشاورزي بدون لحاظ ظرفيت منطقه، تداوم شرايط اقليمي، ذخيره آب در پشت سدهاي پرتعداد مخزني حوزه آبريز و عدم سرمايهگذاري مناسب در بخش كشاورزي و محيط زيست درياچه اروميه، ضمن تقويت احتمال خشك شدن آن ميتواند تودهاي 8 ميليارد تني نمك و خروارها مواد سمي و فلزات سنگين در زمين جا گذارد كه تبعات منفي آن تا شعاع 100 كيلو متري درياچه اروميه غيرقابل كنترل خواهد بود. وي به لزوم حركتهاي مردمي و تسريع در اجراي برنامههاي عملي براي نجات درياچه اضافه كرد: برنامهريزي براي كنترل اتمسفر و باروري ابرها، ايجاد مركز تحقيقات هواشناسي حوزه آبريز، توجه به سيستم جديد توليد غذا در منطقه، توسعه و ترويج و آموزش كشاورزان و جلوگيري از اتلاف مجازي آب در استان از طريق تغيير الگوي كشت از مهمترين برنامههايي است كه تاكنون توجه كافي در برنامهريزيها به آن نشده است. حوزه آبريز درياچه اروميه داراي 52 هزار و 47 كيلومتر مربع بوده كه در استانهاي آذربايجان غربي، شرقي، كردستان و قسمت بسيار كمي نيز در كشور تركيه است. | |
افتتاح میانگذر دریاچه ارومیه در روزهای اخیر از سوی رسانه ملی به شدت تبلیغ شد اما درباره عوارض زیستمحیطی آن هیچ بحثی به میان نیامد. سرانجام بعد از گذشت نزدیک به 3 دهه از احداث جاده شهید کلانتری در داخل پارک ملی دریاچه ارومیه، پروژهای که مدافعان محیط زیست آن را غیرقانونی میدانند، طلسم از پای پل میانگذر این جاده باز شد و یک و نیم کیلومتر پل ارتباطی بین دوسوی جاده، با صرف بودجه ای نزدیک به 120 میلیارد تومان به بهره برداری رسید. هر چند موضوع احداث این جاده در داخل پارک ملی دریاچه ارومیه که از دو عنوان جهانی ذخیره گاه بیوسفری ( ثبت شده در یونسکو) و نیز تالاب بین المللی ( ثبت شده در فهرست تالاب های بین المللی جهان در سوییس) برخوردار است، نقض آشکار قوانین ملی و بین المللی حفاظت از محیط زیست محسوب می شود و شیوه مهندسی بکار رفته در جریان این ساخت و ساز نیز مورد انتقاد برخی مهندسان کشور و نیز متخصصان محیط زیست بوده، اما این پروژه در روزهای اخیر به عنوان یک افتخار ملی و نشانی از هوش و درایت بالای متخصصان ایرانی معرفی شد. بهگونهای که وزیر راه و ترابری در آیین رونمایی از پل میانگذر ارومیه که در بخش خبری 22:30 شبکه دو سیما پخش شد، ادعا کرد حتی در اروپا هم چنین تکنولوژِیای وجود ندارد. مدافعان این پروژه، از جمله مهمترین امتیاز این جاده را کوتاه شدن طول مسیر ارومیه به تبریز و کاهش این مسافت از 240 به 130 کیلومتر عنوان می کنند. همچنانکه افزایش سرعت، صرفه جویی در سوخت و کاهش آلودگی هوا و افزایش جاذبه های گردشگری نیز از دیگر امتیازات این جاده و پل ارتباطی آن بیان میشود و این در حالی است که هزینه خسارت های زیست محیطی وارد شده به دریاچه ارومیه در دوسه دهه اخیر، هرگز در این محاسبات و ارزیابی ها لحاظ نشده است . دریاچه رو به مرگ هر چند مشکل اصلی دریاچه ارومیه در حال حاضر کمبود آب ناشی از خشکسالی و احداث بیش از 20 سد مخزنی و انحرافی در حوزه آبریز دریاچه است که منجر به از بین رفتن بیش از 160 هزار هکتار از اراضی دریاچه و تبدیل آن به شوره زار شده، اما نباید فراموش کرد که کلنگ نابودی این دریاچه از همان زمانی به زمین خورد که ایده ساخت جاده در داخل دریاچه، یک شبه در ذهن برخی از مدیران استانی شکل گرفت. ایدهای که با وجود همه هشدارهای کارشناسان محیط زیست و بهرغم همه انتقادهای صورت گرفته در دهه 60، سرانجام اجرایی شد و اتفاقا هر چه سیل انتقادات بیشتر میشد باز هم جادهسازی با سرعت بیشتری ادامه مییافت. کارشناسان محیط زیست معتقد بودند ساخت این جاده آن هم در داخل دریاچهای که دومین دریاچه آب شور جهان لقب گرفته و علاوه بر برخورداری از عنوان «پارک ملی» ثبت شده در اتحادیه جهانی حفاظت، از دو عنوان مهم بینالمللی دیگر نیز برخوردار است، بر طبق ماده 8 آیین نامه اجرایی قانون حفاظت و بهسازی محیط زیست از ابتدای امر غیر قانونی بوده است و طبق ماده ماده 690 قانون مجازات اسلامی در مورد تخریب محیط زیست در پارک های ملی، مرتکبین می بایست به یک ماه تا یکسال حبس نیز محکوم می شدند! مسئله بعدی این بود که کارشناسان میگفتند حال که جاده ساخته میشود پر کردن آن با میلیونها تن خاک که ابتداییترین شیوه جادهسازی در جهان است، یک اشتباه غیرقابل جبران است و دریاچه را برای همیشه نابود میکند. اما مجریان راهسازی ترجیح دادند با تکنولوژی ایرانی تمامی سنگ و خاک کوه زنبیل را در کنار دریاچه ارومیه تراشیده و در دریاچه پر کنند تا از روی آن عبور کنند و به این ترتیب، یک اکوسیستم آبی یکپارچه به دونیم تبدیل شد. بر اساس مطالعات صورت گرفته در طرح مدیریت زیست بومی حوزه آبریز دریاچه ارومیه که با حمایت مالی بانک جهانی در سال 1380 صورت گرفت، برآورد شده بزرگراه شهید کلانتری حدود 120 هکتار از سطح دریاچه ارومیه را به دلیل خاک های ریخته شده در دریاچه، خشک کرده است. از سوی دیگر دریاچه ارومیه به دو نیمه شمالی و جنوبی تقسیم شده که تغییرات جدی را روی هیدرودینامیک منطقه وارد کرد. میزان شوری آب به دلیل عدم تبادل آب در دو بخش جنوبی و شمالی، در نیمه شمالی به شدت افزایش یافت که منجر به از بین رفتن تنها جاندار آبزی این دریاچه به نام آرتمیا در نیمه شمالی شد، چرا که این جانور سخت پوست در غلظت های بالای نمک قادر به ادامه حیات نیست. اینگونه بود تعادل زیست محیطی دریاچه کاملا به هم ریخت و رفت و آمد خودروها و تخلیه مواد آلاینده ناشی از تردد خودروها به داخل دریاچه و نیز آلودگی صوتی بوجود آمده باعث از بین رفتن امنیت زیستگاه برای پرندگان مهاجر و بومی و عدم استقرار آنها در نزدیکی این جاده شد. از سوی دیگر، ارزشهای اکوتوریستی دریاچه ارومیه به دلیل از بین رفتن یکپارچگی زیستگاه و امنیت و نیز شور شدن بخش شمالی و تشکیل یک لایه نمک در بستر دریاچه در نیمه شمالی از بین رفت. ضمن اینکه ساخت این جاده بدون انجام ارزیابی های جامع اثرات زیست محیطی و بدون کسب مجوز از سازمان محیط زیست صورت گرفت. با همه این اوصاف، بعد از آنکه 14 کیلومتر از مسیرمورد نظر خاکریزی شد و جاده به دلیل بستر گلی دریاچه ، مرتبا فرونشست پیدا میکرد، عملیات متوقف و جاده نیمهکاره رها شد. در این مدت برای آنکه جاده از آب گرفتگی نجات یابد مرتبا خاک در دریاچه تخلیه شد و ارتباط بین دوطرف دوجاده از طریق یک شناور برقرار شد تا اینکه امروز بعد از گذشت نزدیک به 20 سال عملیات ساخت پل به طول 5/1 کیلومتر برای برقراری ارتباط بین دو طرف دو جاده در فاز نخست به پایان رسید. تردید در مورد گزارش ارزیابی زیست محیطی اگرچه مجریان طرح اذعان می دارند که ساخت این پل دارای گزارش ارزیابی زیست محیطی بوده و ساخت آن می تواند به جلوگیری از نابود شدن دریاچه نیز کمک کند، اما به گفته دکتر مجید مخدوم، عضو هیئت علمی دانشکده محیط زیست دانشگاه تهران که در تهیه گزارش ارزیابی زیست محیطی این پل دخالت داشته ، عملیات ساخت پل با دو باند رفت و برگشت و یک باند خط آهن، قبل از آنکه گزارش ارزیابی اش، در سازمان محیط زیست به تایید برسد آغاز شده است. از سوی دیگر حتی بعد از آنکه این گزارش به صورت مشروط در سازمان محیط زیست به تایید رسید اما باز هم مصوبه کمیته ارزیابی اثرات زیست محیطی پروژه میانگذر جاده شهید کلانتری توسط وزارت راه و ترابری به اجرا در نیامده است. بدون شک بخشی از این مصوبه مربوط به تهیه طرح مدیریت زیست محیطی جاده شهید کلانتری است که هنوز توسط وزارات راه ارائه نشده به نحوی که دلاور نجفی، معاون محیط طبیعی سازمان محیط زیست می گوید: ما با وزرات نیرو و جهاد کشاورزی اینقدرها در بحث دریاچه ارومیه مشکلی نداریم، منتها در بحث جاده شهید کلانتری حریف وزارت راه نشدیم و نتوانستیم آنها را برای ایجاد دو پل در دو سمت جاده شهید کلانتری مجاب کنیم. از طرف دیگر این وزراتخانه هنوز برنامه مدیریت زیستمحیطی آنجا را ارائه نداده است و این مشکل متاسفانه با وزرات راهلاینحل باقی مانده است! برای نجات دریاچه چه باید کرد؟ موضوع احداث پل در دوطرف جاده شهید کلانتری و یا ایجاد کانال هایی در زیر جاده در قسمت های کناری برای تبادل آب، مسئله مهم دیگری است که سازمان محیط زیست همواره به آن تاکید داشته ولی وزرات راه هرگز زیر بار نرفته است. علی رغم آنکه مجری طرح مدعی است تبادل آب از همین محدوده زیر پل بین شمال و جنوب دریاچه صورت می پذیرد اما دکتر اسماعیل کهرم، عضو هیئت علمی دانشکده محیط زیست دانشگاه آزاد علوم و تحقیقات با بیان اینکه این جاده باعث شده است که تمام گردش طبیعی آب در داخل دریاچه ارومیه متوقف شود، میگوید: گردش آب در داخل دریاچه در جهت عقربههای ساعت و از سمت کناره ها است و باعث میشود که اکسیژن و مواد غذایی منتقل شده و در تمام سطح دریاچه بگردد و مجددا به نقطه آغاز برگردد اما وقتی ما این جاده را از کوه کندیم و در داخل دریاچه ریختیم، یعنی در این مکانیزم دستکاری کردهایم. به گفته وی بهترین کار برای برقراری تبادل آب همان ایجاد پل در دو طرف جاده در سمت کناره ها و یا ایجاد کانال هایی بزرگ در زیر جاده در طرفین بود که با وجود فشارهای سازمان محیط زیست وزارت راه هرگز حاضر به اجرای آن نشد. ایجاد کانال ها می توانست غلظت شوری آب در سمت شمالی دریاچه را تا حدی به حالت نرمال برگرداند تا آرتمیا بار دیگر امکان زیست یابد . آذربایجان شورهزار میشود دریاچه ارومیه با میلیونها سال تاریخ تکاملی و با همه ارزشهای اکولوژیکیاش در حال از بین رفتن است و کارشناسان پیشبینی کردهاند تا 7 سال آینده دیگر چیزی از این دریاچه جز یک شورهزار به وسعت 500 هزار هکتار با 5 میلیارد تن نمک باقی نخواهد ماند که این حجم نمک برای نابودی قطب کشاورزی ایران (آذریایجان) کافی است. این در حالی است که اگر عملیات عمرانی راهسازی و سد سازی، دریاچه ارومیه را در مخاطره قرار نداده بود امروز فقط منافع اقتصادی حاصل از بهره برداری آرتمیای ارومیه به میلیونها دلار میرسید. دکتر ناصر آق، رئیس پژوهشکده آرتمیا و آبزیان دانشگاه آرتمیا دانشگاه ارومیه در این باره می گوید: در سال 1376 با یک برآورد علمی تخمین زدیم که ارزش دریاچه ارومیه فقط از نظر ذخایر آرتمیا دریاچه ارومیه معادل 10 میلیارد دلار است و اگر این بلا بر سر دریاچه نیامده بود این رقم امروز بسیار بیشتر بود، چرا که هر کیلو سیست آرتمیا حدود 65 دلار است. با این اوصاف به نظر میرسد دریاچه ارومیه، ثروت خدادادی بزرگی که تنها بخشی از عواید آن میتوانست هزینه حفاظت از دریاچه را نیز تامین کند، با سوء مدیریت در دهههای گذشته به عامل تهدیدکننده طبیعت منطقه آذربایجان تبدیل شده است. جذب طبیعت گردان خارجی و داخلی برای تماشای دسته های چند ده هزار تایی پرندگان مهاجر- که امروز چیزی از آن باقی نمانده است - و نیز رونق توریسم درمانی در سواحل لجنی دریاچه نیز از دیگر جاذبه های توریستی این دریاچه میتوانست باشد که امروز کاملا نابود شده است. میلیاردها تومان برای ساخت یک جاده آن هم به شیوه ای که به گفته مسئولان وزارت راه در هیچ کجای دنیا مرسوم نیست، امروز نگین سرخ آذربایجان را در سراشیبی سقوط قرار داده است. مژگان جمشیدی
منبع: http://khabaronline.ir/news-387.aspx سیدمحسن
|
|